فروش فوق العاده
فروش فوق العاده در فروشگاه فوق العاده
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : نرگس خانم
موضوعات
مطالب اخیر
برچسبها
پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 22 بهمن 1389 :: نویسنده : نرگس خانم

بهداشت روان
آیا به فکرسلامتی خود هستیم؟ چقدربه بهداشت روان خودتوجه داریم؟ وسوالاتی از این قبیل...
زندگی ترکیبی ازشادیها غم ها ،سختی ها وراحتی ها وگشایش ها وگرفتاری ها می باشد،بعضی ازافراد فکرمی کنند که همیشه بایدخوش باشند وبه دنبال خوشگذرانی هستند،گروهی دیگردنیا را به مصداق این حدیث ارزشمند پیامبر اعظم(ص) که می فرماید "الدنیا دار بالبلاء محفوفه" یعنی دنیا سرائی است که با بلا به هم پیچیده شده است به دنیا نگاه می کنند،شما جزء کدام دسته هستید؟ فکر می کنید کدام دسته بهترمی توانند درزندگی موفق باشند؟ کدامیک بهتر می توانند درمقابل مشکلات زندگی مقاومت نمایند؟ افرادی که جزءگروه اول هستند یعنی آمده اند که خوش باشند درمقابل ناخوشی ها مقاومت کمتری دارند.
کسانی که برطبق فرمایش حضرت رسول صلوات ا... علیه وآله عمل می کنند یعنی دنیارا سرائی می دانند که با مشکلات عجین شده است مثل کوه درمقابل مسائل ومشکلات زندگی می ایستند وبرای سلامت روان خودارزش بیشتری قائل هستند و از دو اسلحه صبر و شکر به خوبی استفاده می کنند چرا که در روایات داریم که : "الایمان نصفه شکر ونصفه صبر" موارد زیر هم به ماکمک می کند که بهتر بتوانیم با مشکلات زندگی برخورد کنیم:
1-اجتناب از دوصفت بسیار نگران کننده عجول بودن وبلا تکلیفی
2-تحقیق قبل ازقضاوت
3-تفکرقبل از تکلم
4-مشورت قبل ازتصمیم به خصوص درهنگام خشم امام علی علیه السلام می فرمایند:
"درهنگام خشم نه تصمیم نه تنبیه نه دستور"
5-مثبت اندیشی پرورش افکارمثبت درخود
6- مسلط بودن برخودوتمرین کنترل برخود(داشتن ترمزدرزندگی)
7-عاقبت اندیشی ودرنظرگرفتن سرانجام کارها پیامبراعظم صلوات ا... علیه واله می فرماید:"اذهممت بامرفتدبر عاقبته"   قبل ازانجام هرکاری به عاقبت آن فکرکنید.
8 -دورکردن نگرانیها ازخودازطریق مشغول نمودن خودبه انجام یک کارینگرانیهای ما مثل یک بادکنک هستند که با اشاره یک سوزن می ترکند.
9-گاهی بنشینید وکمی دقت کنید، به خیلی از کارهایمان می خندیم و از خیالاتی که درسر می پرورانیم خنده امان می گیرد.





نوع مطلب :
برچسب ها : بهداشت روان،
لینک های مرتبط :




خُرافات، باورهاى عامیانه و بهداشت روان
خُرافه، واژه‏اى عربى است و ریشه آن «خرف» به معناى «چیدن میوه» یا «پیرى و فرتوتى» است. نام پاییز هم در عربى «خریف» است كه شاید از همین ریشه‏ها باشد. «خُرافه» مصدر این فعل است و اصطلاحاً بر «حكایت ساختگى و خنده‏آور» یا «عقیده فاسد و رأى باطل» اطلاق مى‏شود.
پس به طور كلّى مى‏توانیم خرافات را عبارت بدانیم از باورهاى باطل و بى‏اساس كه فاقد مبناى عقلى و علمى باشند. امّا ذكر این نكته ضرورى است كه خرافه نسبت به درجه فهم و بصیرت بشر، معنا مى‏یابد و مى‏تواند وجود داشته باشد. چه بسیارى از مسائل كه به نظر ما خُرافه مى‏رسند، امّا در دوره‏هاى قبل به دلیل محدود بودن علم بشر، معقول و مقبول بوده‏اند. مثلاً این عقیده كه شكستن آینه شگون ندارد ، به نظر ما عقیده‏اى بى‏اساس، بچه‏گانه و خرافاتى به نظر مى‏آید ؛ امّا باید اشاره كرد كه در روزگار قدیم، مردم، تصوّر مى‏كردند شكل و سایه و عكس انسان، قرین یا جزو روح انسان است و با شكسته شدن آینه نقش انسان، باطل مى‏شود و در واقع، روح او صدمه مى‏بیند. با این مقدمه، نمى‏توان بدشگون بودنِ شكستن آینه را در روزگار گذشته، خُرافه نامید ؛ بلكه این عقیده منطقى بوده است. منتها قرینه دانستن عكس با روح، نادرست بوده است. اما در این عصر كه نور علم، چنین تاریكیهایى را زدوده است، اگر هنوز هم كسانى پیدا شوند كه در شكستن آینه همان باور بدشگونى را داشته باشند، مى‏توان آنان را خُرافى یا خرافاتى نامید.
خرافات، وقتى خرافات است كه عقاید علمى در دوره زمانى و محیط جامعه موردنظر، بسط یافته باشد و حدّاقل، برگزیدگان و اندیشه‏مندان آن جامعه، باطل بودن آن «باور» را بدانند، وگرنه در صورتى كه جامعه به تَبَع یك دسته مقدّمات (كه ظاهر معقول دارند) بِدان باور رسیده باشد، نمى‏توان آن را خُرافات نامید. همچنان كه هر باورى را كه مبانى و دلایل آن براى ما ناشناخته است، نمى‏توان خُرافه نامید.
با این تعریف، مى‏توان چنین گفت كه عقیده قدما و مردمان قرون وسطا به تأثیر حركت ستاره‏ها بر كارهاى زندگى روزانه و طالع و بخت مردم، به موجب علم نجوم رایج آن زمان و به حكم عقاید قدیمى‏اى كه هر ستاره را ربُّ النوعى مى‏دانستند و اراده و میل و خشم و حسد را به آنها نسبت مى‏دادند، كاملاً صحیح بوده و جنبه خرافى نداشته است ؛ اگرچه اساس علمى این باور، غلط بوده است.
باورهاى خرافى، گاه از سرزمینى به سرزمینهاى دیگر، راه یافته است. مردمان یونان قدیم به انجمنى مركّب از خدایان دوازده‏گانه معتقد بودند و به این باور بودند سیزدهمین فرد كه وارد شد، یكى از آنان را كشت و این مجلس را به هم زد و از همان روز، عدد «سیزده» منحوس و بدشگون گشت.
این عقاید با نفوذ عجیبى در تمام جهانِ متمدّنِ آن زمان، انتشار یافت و مردم به این عقیده گرویدند و از عدد سیزده مى‏ترسیدند.
امروزه مى‏دانیم كه هر عدد، از واحدى به وجود آمده و بنابراین، به عنوان نمونه، سیزده با چهارده، تفاوتى ندارد ؛ امّا در دنیاى متمدّن امروز هم برخى از افراد از ذكر عدد «سیزده» خوددارى مى‏كنند و این عدد را نحس مى‏دانند و چون به آمد و نیامد داشتن این عدد باور دارند، پلاك «13» را هم «1+12» مى‏نویسند.
خرافات و زندگى بشر
بیشتر خرافات با زندگى بشر، مناسبتى نزدیك دارند. اصل مسلّم، این است كه انسان از قدیم‏ترین زمان، براى رفاه و آسایش خود و خویشاوندانش مى‏كوشید و طالب مصون ماندن خود و آنان بود تا با استفاده از قواى خود و چنین باورهایى، از حوادث غیر طبیعى و طبیعى و نیروهاى مافوق طبیعت، مصون بمانَد و چون دانش انسان اندك بود، به طلسم و مهره و وِرد و امثال اینها پناه مى‏بُرد.
آیا خرافات، عصرى‏اند؟
نكته در خور توجه، آن است كه آیا خرافات به واسطه ظهور علوم، رو به تضعیف مى‏روند و یا اینكه هر عصر، خُرافه جدیدى را با خود مى‏آورد؟
تجربه بشر، نشان داده است كه به واسطه پیشرفت زمان، خرافات نیز لباس كهن از تن به درمى‏آورند و با لباس و نام دیگر، ظهور پیدا مى‏كنند. باورها، همواره جزء لاینفكّ فرهنگ عامّه‏اند و قلمرو فرهنگ عامّه، بسیار گسترده است. ذهنیات هر فرد، از: باورها، پندارها، اندیشه‏ها، سخنان و ادبیّات عامّه انباشته است. هر عصر و نسلى، خرافات خاصّ خودش را مى‏پرورد ؛ امّا در كل مى‏توان اذعان داشت كه به هر اندازه كه «علم گرایى» و «استدلال» و «تعقّل» و «لزوم تجربه» در جامعه‏اى بیشتر حاكم باشد، دامنه خرافات در آن جامعه محدودتر و شیوع و پذیرش آن نیز كم‏تر است. در چنین جوامعى، خرافات را بیشتر با كاركردِ طنز، سرگرمى، ادبیات داستانى و گزارش تاریخ، مى‏توان یافت.
به عنوان نمونه، «هفت سین» در سفره نوروز، روزگارى جنبه آیینى (نشانى از هفت فرشته و هفت عنصر حیات و...) و مبناى علمى - دینى داشت. پس از اسلام آوردنِ ایرانیان و رونق علوم در این سرزمین، اندك اندك، جنبه آیینى خود را از دست داد و به خُرافه نزدیك شد. در روزگار معاصر، همین باور عامیانه، كاركرد فرهنگى - نمادین (آگاهى بخش، سرگرمى، جشنوارگى، پیوند با هویّت تاریخى) یافته است.
نمونه دیگر، سنّت «سیزده به در» است كه روزى «آیین» و روز دیگر، «خُرافه» بوده است و امروزه، تنها كاركرد فرهنگى - نمادین (بهره‏گیرى از طبیعت، آشنایى با جلوه‏هاى آفرینش در آغاز بهار، سفر كردن از مسكن مألوف، و...) دارد.
با این همه، در روزگار غلبه دانش و فنّاورى، همچنان شیّادانى هستند كه منافع مادّى‏شان در ترویج خرافه‏هاى خاصّى است و هیچ جاى جهان از وجودشان خالى نیست، مثل آنها كه «شاخ اسب تك شاخ» و «آب چشمه جاودانگى» و «دندان مار زنگى» و... را به خواستاران جوانىِ بى‏پایان و سلامت از همه آفات، قالب مى‏كنند.
خرافات و بهداشت روان
آنچه امروز با اصول علمى، «خُرافه» محسوب گردد، هرگز نباید «علم» پنداشته شود و یا كسى از آن، مثل یك اصل علمى بهره بگیرد و به آن، استناد كند. پس به عنوان نمونه، استدلال به «بد قدم» بودن كسى كه در روز مرگ نزدیكانش به دنیا آمده است، مردود و بر خلاف علم و عقل و عقاید دینى ماست. طبیعى است كه اعتقاد داشتن به چنین خُرافه‏اى، آرامش روانى و اعتماد به نفس شخص بى‏گناهى را به شدّت، دچار آسیب مى‏كند. ترویج «بدقدمى» و «بد شُگونى» افراد به استناد چنین باورهایى، فضاى خانواده و جامعه را نا اَمن مى‏كند و البته مجازات اُخروى نیز دارد.
در عین حال، برخى باورهاى عامیانه، كاركرد غیر علمى خود را از دست داده‏اند و در روزگار ما، در دست و زبان و اندیشه اهل دانش، به عناصر فرهنگى مثبتى با كاركرد متفاوت از گذشته، تبدیل شده‏اند (مثل: خانه تكانى نوروز، هفت سین، سیزده به در، فال نیك زدن، و...). مبارزه با این دسته از باورهاى عامیانه - كه بهره‏هاى آنها بر كسى پوشیده نیست و در بهداشت روانى شهروندان جامعه نقش مثبتى دارند - ، كار درستى به نظر نمى‏رسد.
به عنوان نمونه مى‏توان اشاره كرد كه: هرچه قدر «فال بد زدن»، سنّت ناصواب و باور زیانبارى است و به بهداشت روانى جامعه لطمه مى‏زند، در برابر، «فال نیك زدن»، سنّت سودمند و تشویقگر و امیدبخشى است و به «اعتماد به نفس» افراد جامعه، كمك مى‏كند.
منابع
1. پژوهش و بررسى فرهنگ عامه ایران، حسینعلى بیهقى، مشهد: آستان قدس رضوى، 1365.
2. یادداشتها و اندیشه‏ها، عبدالحسین زرین‏كوب، تهران: انتشارات طهورى، 1351.
3 . فرهنگ خرافات و تعبیر خواب، فلیپ وارنینگ، ترجمه: احمد حجاران، 1371.
4 . بازگشت به باورهاى سده‏هاى میانه، واب گاكند، ترجمه: اسد عظیم‏زاده.
5 . جامعه‏شناسى اوهام و خرافات، یوسف فضایى، چیستا، شماره شش و هفت، 77 - 1376.
6 . مجله دانشكده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه مشهد، و شماره یك، مقاله ردپایى در كوره راه خرافات، محمدمهدى ناصح.





نوع مطلب :
برچسب ها : خُرافات، باورهاى عامیانه و بهداشت روان،
لینک های مرتبط :




تصویر ذهنی روشنی از سلامت جسمی و روانی مطلوب داشته باشید. زمانی كه فشارهای عصبی مانند خشم، تنفر و كینه افزایش پیدا می‎كند، فعالیتها ی فیزیكی مانند پیاده روی با سرعت، دوچرخه سواری، نرمش عضلانی و سایر فعالیتهای ورزشی می‎تواند از شدت این فشارها بكاهد
1- درباره مشكلات جزئی زندگی نگرانی مستمر نداشته باشید.
تصویر ذهنی روشنی از سلامت جسمی و روانی مطلوب داشته باشید. زمانی كه فشارهای عصبی مانند خشم، تنفر و كینه افزایش پیدا می‎كند، فعالیتها ی فیزیكی مانند پیاده روی با سرعت، دوچرخه سواری، نرمش عضلانی و سایر فعالیتهای ورزشی می‎تواند از شدت این فشارها بكاهد.
2- ذهنتان را از نگرانی‎ها و بی‎قراری‎ها پاك كنید.
درباره مسائل لذت بخش فكر كنید و به خاطر برخورداری از نعمت سلامتی، شاكرباشید.
3- زندگی كوتاه است ! آن را در آغوش بگیرید ! از آن لذت ببرید و به آن احترام بگذارید! لبخند بزنید و با صدای بلند بخندید.
خندیدن نه تنها فشار عصبی و تشویش را كاهش می‎دهد، بلكه به طول عمر نیز می‎افزاید. زمانی كه احساس فشار و اضطراب می‎كنید، یك فیلم خنده دار ببینید، یك كتاب خوب بخوانید و با بعضی از دوستان شوخ طبع خود تماس بگیرید.
4- نگرش مثبت داشته باشید.
نگرش مثبت سطح آسیب پذیری فرد را در برابر تصادف و بیماری‎های ناشی از فشار عصبی مانند نارسایی‎های قلبی را كاهش می‎دهد.
5- تغییرات هر چند كوچكی را در زندگی خود ایجاد كنید.
درمیان فعالیت‎های روزان ، یك فنجان چای بنوشید و یك دوش 30 دقیقه‎ای بگیرید. بهتر است یك سرگرمی برای لذت بردن پیدا كنید.
6- خواب شبانه خوبی داشته باشید.
یك خواب عمیق آرامبخش باعث رفع خستگی سلسله اعصاب و " خنك شدن " مغز می‎شود. از این طریق جلوی بیماری‎های ناشی از فشار عصبی را می‎گیرید.
7- از خودتان زیاد انتقاد نكنید.
هیچ كدام از ما انسانها كامل نیستیم، به جای توجه به كمبود ها، به ویژگی‎های مثبت شخصیت خود توجه كنید.آنها را پیدا كنید و پرورش دهید.
8- اهداف جدید و واقع بینانه‎ای انتخاب كنید.
برای نمونه شما می‎توانید نقاشی كردن، ظریف كاری روی چوب، سفال سازی و ... را در برنامه زندگی خود قرار دهید. همه ما برای بیدار شدن از خواب و آغاز فعالیت روزانه، نیاز به دلایل مثبت و انگیزه‎های لذت بخشی داریم، لذا مشاهده لیست اهداف روزانه، در دسترسی آسان به آن اهداف به ما كمك می‎كند.
9- از تمرین‎های مختلف آرام سازی استفاده كنید.
آرام سازی در كسب انرژی جسمی و روانی به ما كمك می‎كند. برا ی این كار با دقت و به آرامی عضلات و ماهیچه‎های بدن خود را سفت و سپس آنها را شل كنید.




نوع مطلب :
برچسب ها : تصویر ذهنی روشنی از سلامت جسمی و روانی مطلوب داشته باشید. زمانی كه فشارهای عصبی مانند خشم، تنفر و كینه افزایش پیدا می‎كند، فعالیتها ی فیزیكی مانند پیاده روی با سرعت، دوچرخه سواری، نرمش عضلانی و سایر فعالیتهای ورزشی می‎تواند از شدت این فشارها بكاهد،
لینک های مرتبط :




تن آرامی یا ریلکسیشن، تکنیکی است برای آرام سازی عضلات بدن. از آنجا که بین ذهن و تن ارتباط تنگاتنگی وجود دارد، هرچه که شما در جسم خود آرامش بیشتری برقرار می کنید، در ذهنتان نیز آرامش بیشتری برقرار می شود. اغلب کسانی که از عدم تمرکز فکر، شکوه و شکایت می کنند در حقیقت از افکار مزاحم ذهنی خود می نالند و همیشه می پرسند با این افکار مزاحم که ذهن ما را اشغال کرده، چه کار کنیم؟
واقعیت این است که شما به طور ارادی و آگاهانه نمی توانید این افکار مزاحم را از ذهن خود خارج کنید و از شر آن راحت شوید. اما می توانید آزادسازی و آرام سازی ذهن خود را از راهی غیر مستقیم انجام دهید. از آنجا که هر فکری (به ویژه افکار منفی مزاحم) عضلات را منقبض می کند، ما می آییم عضلات را آرام می کنیم و تنش و انقباضشان را از بین می بریم. در نتیجه این کار، افکار منفی خود به خود از ذهن ما خارج می شوند. اساس تن آرامی همین است: آرام سازی عضلات با قصد ایجاد آرامش و خلأ ذهنی. چرا که هرچه میدان فکری خالی تر باشد، تمرکز و توجه بر یک موضوع خاص، آسانتر می شود.
تن آرامی، غالباً به سه شکل انجام می شود: ۱. آرام سازی بدون ایجاد تنش
۲. آرام سازی پس از ایجاد تنش
۳. ریلکس پیشرونده یا تجسمی
در روش آرام سازی بدون ایجاد تنش، شما به تک تک عضلات خود فرمان “آرام باش” می دهید.
البته فرمان شما به ترتیب به این عضلات القا می شود:
۱. پای راست ۲. پای چپ
۳. دست راست ۴. دست چپ
۵. شکم وکمر ۶. سینه و کتفها
۷. صورت
۸. پوست سر
ما هیچ وقت یکباره بدن را شل نمی کنیم؛ این کار، کم تأثیر و تا حدی نادرست است. ذهن ما فرمانهای کلی را نمی پذیرد. وقتی می گوییم: “بدن من، به تمامی شل و راحت شو”، مغز در صدد اجرای این فرمان بر می آید. اما چون این فرمان خیلی کلی است، مغز در انجام آن کاملاً موفق و مؤثر نیست و بنابراین از آن سر باز می زند. مغز ما فرمانهای جزیی و مشخص را بهتر می پذیرد. هرچه فرمان جزیی و مشخص تر باشد، پذیرش و اجرای مغز بهتر خواهد بود. دقیقاً به همین دلیل است که ما عضلات را به هشت گروه تقسیم کردیم و به طور جداگانه به هر گروه فرمان راحت باش دادیم. حتی برخی از یوگیها، ریلکسی را پیشنهاد می کنند که فرمانها در آن به مراتب جزیی تر است: ابتدا انگشت کوچک پا، بعد پاشنه، قوزکها و . . . را شل می کنیم تا به بالای صورت برسیم. با وجود این که این ریلکس تأثیری عالی و نتیجه ای فراوان دارد، ما آن را به شما توصیه نمی کنیم چرا که طولانی بودنش ممکن است برای شما که تازه می خواهید به طور جدی این تمرینات را دنبال کنید، خسته کننده به نظر برسد.
برای این که هم از فرمانهای کلی اجتناب کرده باشیم و هم از آن تمرینهای بسیار جزیی و خسته کننده، ما پس از قرار گرفتن در وضعیت مطلوب – که جلوتر آن را توضیح می دهیم – عضلات را در هشت مرحله شل می کنیم. به این ترتیب:
۱. پای راست خود را از انگشتان تا کمر در ذهن خود مجسم کنید. آن را احساس کنید و فرمان شل شدن بدهید: “پای راست من، راحت و آرام شو.” هر جا که انقباض و تنشی احساس می کنید به طور ارادی آن را شل کنید و به خود تلقین کنید: “پای راست من لحظه به لحظه شل تر و آرامتر می شود.” اکنون انبساط و شل بودن و آرام بودن را در پای راست خود حس کنید.
۲. پای چپ خود را به همان صورت مجسم و احساس کنید. فرمان دهید: ” پای چپ من راحت و آرام شو.” به طورارادی پای چپ خود را شل تروشل ترکنید و به خود تلقین کنید که لحظه به لحظه چنین می شود. پای چپ ِ آرام شده و شل شده ی خود را احساس کنید.
۳. اکنون هر دو پایتان در نهایت راحتی و آسودگی است. ذهن خود را متوجه دست راست خود کنید. از انگشتان تا شانه را در ذهن خود ببینید و فرمان دهید: “دست راست من منبسط و آرام شو.” دست راست خود را شل کنید و به خود بگویید که لحظه به لحظه شل و شل تر می شود.
۴. حالا دست چپ خود را به همان صورت مجسم کنید و فرمان دهید: “دست چپ من راحت و آرام شو.” ببینید که دست چپ شما هر لحظه آرام تر و شل تر می شود.
۵. حالا عضلات شکم، پهلوها، پشت و کمر خود را دور تا دور مجسم کنید و فرمان دهید: “عضلات شکم و پشت من، سنگین و آرام شوید.” به خود تلقین کنید که عضلات شکم و پشت شما هر لحظه شل و آرام می شوند و به طور ارادی عضلات شکم و پشت شما هر لحظه شل و آرام می شوند و به طور ارادی عضلات پشت و شکم خود را شل کنید.
۶. حالا نوبت به عضلات سینه و پشت کتفها می رسد. مجسم کنید و فرمان ذهنی بدهید و شل کنید.
۷. اکنون که بدن شما از گردن به پایین، کاملاً شل و راحت است به عضلات صورت خود فکر کنید. عضلات صورت، بسیار مهم هستند. به خود فرمان دهید: “عضلات صورت من شل، راحت و افتاده شوید.” پیشانی را بیندازید. ابروها افتاده باشد. به ویژه دور چشمها را راحت کنید. گونه ها را افتاده و شل کنید و فک پایین را کاملاً شل کنید. به خود تلقین کنید که عضلات شما هر لحظه شل تر و آرامتر می شوند.
۸. در مرحله آخر، آرامش را در پوست سر و ذهن خود گسترش دهید. احساس گستردگی، خلأ و انبساط را در ذهن خود به وجود آورید. در این وضعیت، چند دقیقه بمانید. به هیچ چیز به جز آرامش جسمتان فکر نکنید. این بی فکری و خلأ، توانایی تمرکز حواس شما را پس از این به شکل چشمگیری افزایش می دهد.




نوع مطلب :
برچسب ها : تن آرامی یا ریلکسیشن، تکنیکی است برای آرام سازی عضلات بدن. از آنجا که بین ذهن و تن ارتباط تنگاتنگی وجود دارد، هرچه که شما در جسم خود آرامش بیشتری برقرار می کنید، در ذهنتان نیز آرامش بیشتری برقرار می شود. اغلب کسانی که از عدم تمرکز فکر، شکوه و شکایت می کنند در حقیقت از افکار مزاحم ذهنی خود می نالند و همیشه می پرسند با این افکار مزاحم که ذهن ما را اشغال کرده، چه کار کنیم؟،
لینک های مرتبط :




تهدید سلامت روانی به دلیل نبود شناخت پیش از ازدواج.
پیشنهاد برخی مسئولان درباره ترویج ازدواج موقت جوانان و الگوهای مذهبی روابط قبل از ازدواج، سبب بروز اظهارنظرهای مختلفی شد.
واقعیت آن است كه در جامعه نمی‌توان پرده‌ای ضخیم میان دختران و پسران كشید، اما می‌توان چگونگی رابطه صحیح را برایشان ترسیم كرد.یکى از چالش‌هایی که جامعه امروز ایران با آن رو‌به‌رو است، موضوع ارتباط دختر و پسر پیش از ازدواج است؛موضوعی كه با عنوان دوستى‌های قبل از ازدواج مطرح شده و شاید منظور رابطه‌اى است که بعضاً به عنوان سرآغاز ازدواج نیز به حساب می‌آید.
اما چرا برخى، بر دوستى و آشنایی پیش از ازدواج اصرار می‌كنند و عده‌ای آن را برای استحكام ارزش‌های اصیل خانواده مضر می‌دانند؟ آیا روابط پیش از ازدواج میان دختر و پسر به ازدواج لطمه می‌زند یا کمک می‌کند زوج پیش از آغاز زندگی مشترک آشنایی بیشتری با یکدیگر پیدا كنند ؟
روابط دوجنس مخالف پیش از ازدواج در ایران در سال‌های اخیر به موضوعی بحث انگیز در بین مسئولان و محافل دانشگاهی تبدیل شده است. کشش درونى به جنس مخالف و میل به دوستى موضوعی طبیعى است، اما نکته مهم این است که آیا ارتباط و دوستى، نیازهاى روحى و روانى را برطرف می‌كند یا اینکه بر مشكلات می‌افزاید.
دکتر حمیدرضا حسین شاهی، پژوهشگر اجتماعی معتقد است، مفهوم دوست داشتن در زندگی جزو مواردی است که نمی‌توان آن را انکار کرد و در بهداشت روانی کاملاً مؤثر است و کسانی که عشق می‌‌ورزند از سلامت روانی بالاتری برخوردارند. او ادامه می‌دهد: نخستین شرط یك ازدواج موفق نیز سلامت روان است كه با تحمل و مدارا قوام می‌یابد.
حسین شاهی در مورد ویژگی‌های یک رابطه سالم می‌گوید در این رابطه افراد برای یکدیگر ارزش قائل هستند و برای خود مرزهای شناخته شده‌ای دارند و مشکلات خود را با آرامش و بدون دخالت دادن دیگران حل وفصل می‌کنند و اینکه یکدیگر را حمایت عاطفی می‌کنند که این خود موضوع بسیار مهمی در زندگی اجتماعی است.
همدیگر را چگونه بشناسیم
رابطه قبل از ازدواج باید سالم و با شناخت نسبی دو طرف صورت ‌پذیرد چون میزان آشنایی هر اندازه بیشتر باشد در آینده امکان فروپاشی زندگی مشترك کمتر خواهد بود.
عبدالرضا مصری، وزیر رفاه و تأمین اجتماعی و رئیس سابق كمیسیون اجتماعی مجلس می‌گوید: دربسیاری موارد دختران و پسران در ارتباطات پیش از ازدواج خود برای هم خالی‌بندی می‌كنند، دروغ می‌گویند و ژست‌های غیرواقعی می‌گیرند، ولی بعد از ازدواج یكی یكی تمام این خالی‌بندی‌ها مشخص می‌شود و برای طرفین قابل تحمل نیست.
«تمام این ژست‌ها كه زمانی به منظور جلب نظر طرف مقابل صورت می‌گرفت، بعد از ازدواج دیگر باید قالب واقعیت به خود بگیرد و زمانی كه این مسئله رخ نمی‌دهد، اختلاف بروز می‌كند.»درباره ارتباط و پیوند دو جنس مخالف پیش از ازدواج به طور كلی سه دیدگاه مطرح است:
1 - دیدگاهی كه هر گونه ارتباط پیش از ازدواج را آزاد و بدون مانع می‌داند (رویكرد لیبرالیستی)، به بیان دیگر هیچ گونه حد و مرزی برای این پیوندها وجود ندارد و آزادی مطلق حاكم است. پیروان این دیدگاه مدعی‌اند، ناراحتی هایی كه بر سر بشر آمده است از ممنوعیت‏ها و ترس‏ها و وحشت‏های ناشی از محرومیت‏هایی است که در ضمیر باطن بشر جایگزین شده. برتراند راسل، فیلسوف اجتماعی معاصر، نیز در اخلاق نوینی که پیشنهاد می‏کند، همین مطلب را اساس قرار می‏دهد.
2 - دیدگاه دیگر هر گونه ارتباط و پیوند با جنس مخالف پیش از ازدواج را مردود دانسته و نكوهش می‏كند.این دیدگاه درست در مقابل رویكرد لیبرالیستی است.برتراند راسل، در کتاب زناشویی و اخلاق نیز می‌گوید: «عوامل و عقاید مخالف ارتباط پیش از ازدواج در اعصار خیلی قدیم وجود داشته، بدین ترتیب یک نهضت عمومی ریاضت در دنیای قدیم ایجاد شد و حتی تا امروز در برخی نقاط ادامه دارد.»
3 - دیدگاهی كه بر اساس آن نه آزادی مطلق و رها پذیرفته شده است و نه محدودیت و منع هر گونه رابطه، بلكه ارتباط بین دو جنس مخالف در یك چارچوب مشخص تعریف شده است كه دیدگاه برخی فقهای شیعی نیز ناظر به نگرش سوم است. بی‌توجهی به روابط جوانان آثار مخرب گسترده‌ای دارد كه خدشه‌دار كردن سلامت روانی در جامعه یكی از سطوح آن است و مسئولان نباید بی‌توجه از كنار این مسائل بگذرند.
افزایش جمعیت، اعتلای سطح تحصیلات، بالا رفتن هزینه‌های زندگی و گسترش ارتباطات در كنار افزایش نیاز به همزیستی دو جنس مخالف در نسل جوان امروزی، نابسامانی‌های بسیاری را موجب شده است.
روابط پیش از ازدواج كدامند؟
دكتر «حسین باهر»، استاد دانشگاه شهیدبهشتی، به ما می گوید: عده‌ای قبل از ازدواج به شكل سنتی رابطه برقرار می‌كنند و به عبارتی ارتباط به معنای امروزی آن را شایسته نمی‌دانند و ملاك شناخت خود را خانواده و آشنایان و در نهایت تصمیم بزرگترها می‌دانند كه می‌توان این سبك را بیشتر به روستاها معطوف دانست.
این جامعه‌شناس تأكید می‌كند: گروه دیگری نیز تا حدودی مرزهای سنت را شكسته‌ و از محدوده آن فراتر رفته‌اند ولی دچار انحراف از اصول سنتی نشده‌اند و این روش در میان ساكنان شهرها و بسیاری از شهرستان‌های كشورمان رایج است. این در حالی است كه با بررسی تاریخ اجتماعی ایران می‌توان رشد یك فرهنگ ویژه در چهار دهه گذشته را بررسی كرد كه هر چه به زمان معاصر نزدیك‌تر می‌شویم روابط سنتی قبل از ازدواج كاهش می‌یابد و دنیای صنعتی روش جدیدی را بر جوانان تحمیل می‌كند.
باهر، ضمن تفكیك میان شیوه‌های ارتباط ، شیوه ارتباط فرهنگی را كه از آن به‌عنوان ارتباط دانشجویی یاد می‌كند، روشی با درصد ورود غفلت كمتر می‌داند و می‌گوید: ورود عوامل نامطلوب و انحراف‌انگیز در شیوه مدرن بیشتر به چشم می‌خورد. به گفته این عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی ، هم اكنون شیوه‌های ناسالم روابط دختر و پسر كمتر از 30 درصد مجموع روابط قبل از ازدواج را تشكیل می‌دهد ولی به لحاظ گستردگی آثار آن در افكار عمومی بیشترین وقت تحقیقاتی و بررسی كارشناسانه را نیازمند است.
او با ارائه تعریفی از رابطه سالم میان دختر و پسر در آستانه ازدواج می‌گوید: روابطی كه با هدف ازدواج و با رعایت فرهنگ انسانی به‌صورت كنترل شده و با نظارت خانواده‌ها برقرار شود را می‌توان روابط سالم دانست كه در گذشته به شكل عقد موقت برقرار می‌شد و امروزه به‌عنوان نامزدی مطرح است. او بر توجه هرچه بیشتر به روابط میان دختر و پسر قبل از ازدواج تأكید و مسئولان را به فرهنگسازی هدف‌دار در این جهت دعوت می‌كند. این جامعه‌شناس، نقش خانواده‌ها را در گسترش روابط عمیق‌تر و صمیمی‌ با جوانان در كاهش روابط انحرافی مفید می‌داند و می‌گوید: چه خوب است خانواده‌ها محبت را داد و ستد كنند تا جوانان در جست‌وجوی محبت دچار اشتباه نشوند.
باهر، انعطاف‌پذیری را تسهیل‌كننده ازدواج موفق اعلام و بر طرف مشاور قرار گرفتن جوان‌ها قبل از ازدواج تأكید می‌كند و یادآور می‌شود: بهره‌مندی از نظر كارشناسان و مشاوران باتجربه و آگاه و جلوگیری از تكرار راه‌های رفته عامل بازدارنده مؤثری در آسیب‌‌پذیری ازدواج است.
فرهنگسازی هدف‌دار
در روابط پیش از ازدواج، حساسیت‌ها معمولاً بیشتر است. چون همسران جوان تازه به شکل عملی وارد ارتباط با هم شده‌اند. با ازدواج، هر فرد نقش جدیدی می‌پذیرد، به طوری كه قبل از شروع زندگی مشترک، این نقش به طور ناگهانی دو برابر می‌شود. در واقع فرد هم نقش فرزند خانواده را بازی می‌کند و هم نقش همسر را، هر دو طرف هم توقع دارند که فرد نقش خود را در مقابل آنها به بهترین نحو انجام دهد.
این حالت، می‌تواند سبب ایجاد حالت ناخوشایندی در طرفین شود که آنان را نسبت به زندگی مشترک و یکدیگر بدبین کند. فرد ممکن است دچار حالتی شود که براساس آن آزادی فردی خود را از دست رفته تلقی کند. این احساس گمشدگی، فرد را دچار این تردید می‌کند که ازدواج، آزادی فردی و شخصیت انسانی او را از بین برده است و طرف مقابل خود را بیش از هر کسی در ایجاد چنین حالتی مسئول می‌داند. فشار آوردن به جوانان و محدود كردن آنها درست نیست و حتی اسلام هم هیچ مانعی بر سر راه ارتباط بین جنس‌های مختلف قرار نداده است.




نوع مطلب :
برچسب ها : تهدید سلامت روانی به دلیل نبود شناخت پیش از ازدواج.،
لینک های مرتبط :




چگونه به زندگی می‌‌نگرید؟
زندگی آسان و راحت خواهد بود، اگر نگرانی‌های بیهوده را از آن دور كنیم و به تمام جنبه‌های آن زیبا بنگریم.
افراد جوان تقریباً بخش اعظمی از زندگی‌شان را هنوز پیش روی دارند كه شاید به نظر آنها راهی بس طولانی است كه زمانی به اتمام می‌رسد.
آیا شما از آن دسته از افرادی هستید كه می‌گذارند مسیر زندگی آنها را به این سو و آن سو بكشاند و صرفاً از زندگی كردن فقط گذراندن روزها را یدك می‌كشند و لحظه لحظه زندگی‌شان را در عدم آگاهی ناخواسته از این نعمت الهی سپری می‌كنند و یا نه از آن دسته از افراد هستید كه با اقتدار و قدرت جاده زندگی‌شان را با وجود سنگریزه‌های موجود در مسیرشان به تابلوی زیبا  و دلنشین مبدل می‌كنند.
بدون شك هر كس در مسیر زندگی‌اش شاهد اتفاقات و رویدادهایی است كه برخی از آنها غیرمنتظره و شاید هم ناامید‌كننده و یأس‌آور باشد.
اما به‌رغم تمام مسائل ناخواسته و ناگوار كه بخشی از زندگی را سخت و طاقت‌فرسا می‌كند، این مسئله حائز اهمیت است كه تاب آوردن در برابر این مسائل و مشكلات فقط با صبر و درایت و پشتكار میسر است و این‌گونه می‌توان شاهد چهره زیبای زندگی این هدیه الهی باشیم كه خداوند وعده آن را به همه انسان‌ها هم در این دنیا و هم در آن دنیا داده است.
شاید در یك كلام بتوان گفت عامل اصلی خوشبخت‌بودن و سعادتمندی زندگی، داشتن حس رضایتمندی است و این حس درونی و الهی را هرگز نمی‌توان صرفاً با پول و جاه و مقام و یا خوشگذرانی به دست آورد.
خداوند متعال انسان‌ها را ذاتاً سعادتمند و خوشبخت آفریده است، اما درك این حس و زیبا زیستن را به دست خود بشر سپرده است و البته طریقه كسب آن را هم از طریق كتاب آسمانی‌اش قرآن و فرستادگانش پیش پای ما قرار داده است.
هر چه انسان‌ها در عرصه زندگی بیشتر به خداوند بزرگ و كلامش تمسك جویند، همان قدر هم مسیر زندگی‌شان هموار خواهد شد.
در واقع با القای این حس درونی كه انسان روح دمیده شده الهی است و ملكوت خداوند در درون اوست، پس حق مسلم خود می‌داند كه چند صباحی را در این عرصه زندگی سعادتمندانه و خداگونه زندگی كند، بنابراین با چنین حسی هرگز نخواهد گذاشت كه مشكلات زندگی او را از هدف غایی‌اش كه همان زندگی سعادتمندانه است باز دارد.
در وادی زندگی انسان‌ها عمدتاً به دو دسته تقسیم می‌شوند كسانی كه به‌‌رغم سختی‌ها و مشكلات زندگی، جنبه‌های خوب آن را می‌بینند، چون این افراد به زندگی و حیات به منزله دفتر سفید ننوشته‌ای می‌نگرند كه از سوی خداوند مهربان این هدیه الهی را به زیبایی بیارایند و بنگارند و بعداً آن را به صاحب اصلی آن برگردانند و مرور دفتر زندگی این دسته از افراد بیانگر این مطلب است كه عامل اصلی رضایتمندی آنها در وادی زندگی و كار، مثبت‌نگری و خوشبینی نسبت به تمامی جنبه‌های زندگی است، به طوری كه حتی اگر درد و رنجی بر آنها وارد شود، سكوت می‌كنند و درصدد حكمت آن می‌باشند چرا كه به خوبی به این امر واقف‌اند كه خداوند رحمان هرگز برای بندگانش جز خوبی و نیكی نمی‌خواهد.
دسته دیگر افرادی هستند كه زمام امور زندگی خود را به دست افكار بد و منفی می‌سپارند و بدون ایمان قلبی به سكاندار اصلی زندگی، در میدان زندگی دست و پا می‌زنند و متأسفانه هر لحظه این عرصه را بر خود تنگ و تنگ‌تر می‌كنند و در واقع بازنده این زندگی هستند.
پس بیاییم با توكل به خالق هستی‌بخش و ایمان قلبی به او كه همان حس كردن خدا با دل و جان است، خداگونه زندگی كنیم.




نوع مطلب :
برچسب ها : چگونه به زندگی می‌‌نگرید؟،
لینک های مرتبط :




چگونه در زندگی تغییر ایجاد كنیم؟
فكر می‌كنید چطور می‌توانیم رفتار و زندگی مان را تغییر دهیم یا یك عادت بد را ترك كنیم؟...
اگر  می‌خواهید مشكلات‌تان را حل كنید، باید برای تغییر عادت‌ها و روش‌های فكر كردن، برخورد فعال داشته باشید. برای مثال، شما ممكن است بخواهید وزن‌تان را كاهش دهید و یا یك شغل بهتر پیدا كنید و یا یك كار مشكلی را به انجام برسانید و یا درصدد تغییر روابط تان با سایر افراد باشید.
این مشكلات سخت و زیاد هستند. برای موفقیت در اجرای آنها می‌توانید از این روش كمك بگیرید كه آنها را به هدف‌های كوچكتر تقسیم كنید. از اولین موردی كه پیش می‌اید شروع كنید. بعد از آن، هدف‌های جدید را مورد توجه قرار دهید. شما نمی‌توانید لیست كاملی از همه هدفهایی كه در حال تغییر هستند، تهیه كنید.
هر هدفی باید به روشنی تعریف شود. برای مثال اگر شما بخواهید وزن‌تان را كاهش دهید، ممكن است از اینجا شروع كنید كه تصمیم بگیرید در این رابطه تمرین هایی را دنبال‌كنید.اما باید برای انجام این كار، برنامه شما به روشنی تعریف شده باشد.
بهتر است مشخص كنید كه قصد دارید 30 دقیقه در روز پیاده‌روی كنید. شاید عاقلانه‌تر باشد كه از خودتان انتظار بهترین برخورد در هر موردی را نداشته باشید. برای مثال شما می‌توانید تصمیم بگیرید كه به جای 30 دقیقه در روز، در 3 روز هفته، حداقل 30 دقیقه پیاده‌روی داشته باشید. در این برنامه، امكان موفقیت بیشتری برای شما هست چون ممكن است هر روز نتوانید این كار را دنبال كنید.
اگر شما بخواهید به یك شانس و فرصت بزرگ دسترسی پیدا كنید، این عقیده خوبی است كه آن را به یك سری هدف‌های كوچك تقسیم كنید كه قدم به قدم به هدف نهایی‌تان نزدیك شوید. برای مثال، اگر خانه شما كثیف و بهم‌ریخته است و شما از انرژی لازم برخوردار نیستید كه همه جای آن را فورا تمیز كنید، شما می‌توانید تصمیم بگیرید 30 دقیقه در روز به این كار بپردازید یا هر روز شنبه، یك اتاق را تمیز كنیدو سرانجام پس از چند هفته شما می‌توانید یك خانه تمیز و زیبا داشته باشید.
این تغییرات كوچك در روش‌های زندگی، آن هم در زمانی طولانی تر اغلب خیلی آسانتر از ایجاد تغییرات بزرگ فوری است.
برای مثال ممكن است تغییر كامل عادت‌های غذایی كار سختی به نظر برسد. اما اگر شما گام اول را بردارید، پس از چند گام، متوجه خواهید شد كه خیلی بیش از آنچه در ابتدا فكر می‌كردید امكان آن هست به این تغییرات دست یابید.


 





نوع مطلب :
برچسب ها : چگونه در زندگی تغییر ایجاد كنیم؟،
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات